کد خبر : 202267
30 مهر 1405

آقای یونسی! نمک خوردن و نمکدان شکستن، رسم مردانگی نیست!

هنوز بیست روزی به انتصاب شما به استانداری مازندران باقی مانده بود که با اصرارهای مکرر، خواهش و تمنای فراوان از من می‌خواستید....

شمال نیوز: هنوز بیست روزی به انتصاب شما به استانداری مازندران باقی مانده بود که با اصرارهای مکرر، خواهش و تمنای فراوان از من می‌خواستید زمینه دیدار و جلب حمایت حاج عبدالله عبدی را فراهم کنم.

خوب به یاد دارید که حاج عبدالله عبدی فعال حوزه صنعت، تولید و اشتغال، از همان ابتدا مخالف استاندار شدن شما بود و حتی تمایلی به ملاقات با شما نداشت.

مگر فراموش کرده‌اید که ایشان با صراحت و لحنی تند، صلاحیت شما برای اداره استان را زیر سؤال می‌برد؟

آن‌گونه که از آن جلسات به یاد دارم، حاج عبدالله عبدی با اشاره به برخی مدارک و ادعاهای مربوط به سوابق حرفه‌ای شما، خطاب به شما گفت:

«شما به درد مقام استانداری نمی‌خورید؛ همان پزشک زیرمیزی‌بگیر بمانید؛ به درد استانداری نمی‌خورید!»

این تعبیر تند، بیانگر قضاوت و مخالفت ایشان با استاندار شدن شما بود؛ نقل آن در این نوشته نیز به معنای اثبات ادعای دریافت زیرمیزی نیست.

اما شما دست‌بردار نبودید!

خداوند شاهد است برای جلب رضایت ایشان و فراهم کردن زمینه حمایت از شما، چه اندازه خواهش، وساطت و پیگیری کردم. شما نیز بهتر از هر کسی می‌دانید که آن روزها با چه اصراری خواهان این دیدارها بودید.

سرانجام جلساتی در دفتر کارخانه فولاد مازندران و چندین نشست در دفتر ایشان در تهران برگزار شد.


آقای یونسی!

مگر فراموش کرده‌اید که در همان جلسات بارها می‌گفتید: «اگر حمایت حاج عبدالله عبدی نباشد، من به استانداری نخواهم رسید»؟

شما که همواره از ارتباط خود با آقای پزشکیان سخن می‌گفتید، چرا آن روزها برای جلب حمایت حاج عبدالله عبدی چنین اصرار و تمنایی داشتید؟

من هنوز معتقدم بدون حمایت و پشتیبانی ایشان، رسیدن شما به مقام استانداری بسیار بعید بود؛ موضوعی که خودتان نیز در آن جلسات بارها بر اهمیت آن تأکید می‌کردید.

اما گلایه امروز من نه از آن رفت‌وآمدهاست و نه از آن خواهش‌ها؛ گلایه از فراموش شدن عهدی است که خودتان با صراحت و اطمینان بر زبان آوردید.

به یاد دارید در یکی از همان جلسات، موضوع احداث مجتمع بزرگ پتروشیمی مازندران مطرح شد و شما قول دادید:

«چه استاندار بشوم و چه نشوم، هر آبرو و اعتباری نزد آقای پزشکیان داشته باشم، برای اجرای این پروژه و اخذ مجوزهای لازم اقدام خواهم کرد.»

آقای یونسی! امروز استاندار شده‌اید؛ اما آن قول چه شد؟ آن همه اصرار برای جلب حمایت کجا رفت و آن همه وعده حمایت از سرمایه‌گذاری و تولید به کجا انجامید؟

در نمایشگاه الکامپ نیز موضوع پتروشیمی مازندران را با سرکار خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، مطرح کردم. ایشان تأکید داشتند که استاندار باید دست سرمایه‌گذار را بگیرد، نزد رئیس‌جمهور ببرد و برای رفع مشکلات و تصمیم‌گیری درباره پروژه پیگیری کند.

آیا انتظار پیگیری چنین سرمایه‌گذاری بزرگی، آن هم پس از وعده صریح خودتان، انتظار زیادی بود؟

آقای یونسی! سخن از یک پروژه معمولی نیست؛ سخن از یک سرمایه‌گذاری بزرگ صنعتی، احداث مجتمع پتروشیمی در مازندران و ایجاد حداقل سه هزار فرصت شغلی است.

امروز با توجه به شرایط جنگی کشور، خسارت‌ها و تهدیدهای متوجه زیرساخت‌های صنعتی، به‌ویژه صنایع پتروشیمی جنوب، اهمیت ایجاد ظرفیت‌های صنعتی در شمال کشور بیش از گذشته آشکار شده است.

اگر این پروژه در زمان مناسب مورد حمایت قرار می‌گرفت و به مرحله بهره‌برداری می‌رسید، می‌توانست امروز بخشی از ظرفیت جایگزین و پشتیبان صنعت پتروشیمی کشور باشد؛ ظرفیتی برای تقویت امنیت اقتصادی، پایداری تولید و تاب‌آوری صنعتی ایران.

آیا مازندران با این حجم از نیاز به اشتغال و سرمایه‌گذاری، سزاوار از دست دادن فرصت ایجاد سه هزار شغل است؟

شما به‌خوبی می‌دانید که چندین استان خواهان جذب این سرمایه‌گذاری بوده‌اند. طبیعی است که ادامه موانع و طولانی شدن مسیر اجرای پروژه، خطر انتقال این فرصت بزرگ اقتصادی به استان‌های دیگر را افزایش دهد.

بااین‌حال، حاج عبدالله عبدی با وجود دشواری‌ها و موانع، همچنان به دلیل علاقه و دلبستگی به زادگاه خود، بر حفظ این سرمایه‌گذاری در مازندران و پیگیری اجرای قانونی آن اصرار دارد.

 

آقای یونسی!

آن روز که برای رسیدن به استانداری، به حمایت حاج عبدالله عبدی نیاز داشتید، اصرار و خواهش را به نهایت رساندید؛ اما امروز که نوبت عمل به وعده خودتان و حمایت از سرمایه‌گذاری و اشتغال مردم مازندران رسیده، نشانی از آن اهتمام پیشین دیده نمی‌شود.

آیا شایسته است وعده‌ای که پیش از رسیدن به قدرت با آن صراحت داده شد، پس از دستیابی به مقام و منصب به فراموشی سپرده شود؟

این گلایه، پیش از آنکه سیاسی یا شخصی باشد، گلایه‌ای از وفای به عهد، اخلاق مدیریتی و مسئولیت‌پذیری در برابر مردم و سرمایه‌گذار است.

هنوز امیدوارم آن روزها، آن دیدارها، آن اصرارها و به‌ویژه آن قول صریح را از یاد نبرده باشید.

آقای یونسی! استانداری ماندنی نیست؛ اما قول و قرار، حرمت نان و نمک و اعتبار انسان‌ها در حافظه مردم می‌ماند.

مردان را نه با مقام و منصب، که با وفاداری به عهد و پایبندی به قولشان می‌سنجند.

آقای یونسی! نمک خوردن و نمکدان شکستن، رسم مردانگی نیست!

عباس رمدانی

راوی و شاهد عینی دیدارها و جلسات پیش از انتصاب

 

 

ارسال نظر

×
نام
ایمیل
حاصل عبارت روبرو را وارد نمایید