اغواگری غرب سلطهگر با شعار آزادی؛ درسی از امام شهید

در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، نظام سلطه تنها یک ساختار سیاسی یا مجموعهای از قدرتهای بزرگ نیست؛ بلکه نظمی است که در آن سلطهگر میکوشد قواعد، ارزشها و منافع خود را بر دیگر ملتها تحمیل کند.
از نگاه ایشان، یکی از مهمترین نشانههای این نظام، فاصله عمیق میان شعارهای جذابی مانند آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و مبارزه با تروریسم با عملکرد واقعی قدرتهای سلطهگر است؛ فاصلهای که در سیاست خارجی، جنگ، مسئله فلسطین، تروریسم، حقوق بشر و حتی فناوری هستهای آشکار میشود.
«نظام سلطه»؛ وقتی جهان میان سلطهگر و سلطهپذیر تقسیم میشود
در نگاه رهبر شهید، ساختار حاکم بر روابط بینالملل را میتوان در قالب دوگانه سلطهگر و سلطهپذیر فهم کرد؛ نظمی که در آن کشورها یا در جایگاه تحمیلکننده اراده خود قرار میگیرند یا پذیرای اراده قدرتهای مسلط میشوند. امام شهید در ترسیم این وضعیت میگویند: «معنای نظام سلطه یعنی اینکه کشورها، ملتها و دولتها یا باید سلطهگر باشند، یا سلطهپذیر.» از این منظر، جمهوری اسلامی ایران نه سلطهگری را میپذیرد و نه سلطهپذیری را؛ بلکه اصل ایستادگی در برابر چنین ساختاری را بخشی از هویت خود میداند.
خامنهای شهید همچنین نظام سلطه را صرفاً به قدرت نظامی محدود نمیکنند. در این نگاه، سلطه در عرصههای فرهنگی، اقتصادی و علمی نیز اعمال میشود؛ بهگونهای که قدرتهای مسلط میکوشند مانع استقلال، خودباوری و پیشرفت کشورهای دیگر شوند.
دموکراسی؛ شعاری که تا پای منافع غرب اعتبار دارد
یکی از مهمترین تعارضهایی که در این چارچوب برجسته شده، فاصله میان ادعای حمایت از دموکراسی و رفتار واقعی قدرتهای غربی است.
از نگاه امام شهید، معیار واقعی نظام سلطه برای برخورد با کشورها، نه میزان دموکراسی یا رعایت حقوق بشر، بلکه میزان تبعیت آنها از اراده قدرت مسلط است. به همین دلیل، ممکن است حکومتهایی با ساختارهای غیرمردمی مورد حمایت قرار گیرند، اما کشوری که حاضر به پذیرش سلطه نباشد، حتی با وجود شعارهای دموکراسیخواهانه غرب، تحتفشار قرار گیرد. در این نگاه، «تسلیم بودن کشورها» معیار اصلی رفتار نظام سلطه است؛ یعنی اگر کشوری منابع، سیاست خارجی و تصمیمات اساسی خود را در اختیار قدرت مسلط قرار دهد، حتی نقض حقوق بشر و نبود دموکراسی نیز مانعی برای حمایت از آن نخواهد بود.
صلح در شعار، جنگ در عمل
دومین تناقض مهم، مسئله صلح و امنیت است. خامنهای شهید نظام سلطه را از عوامل مهم گسترش جنگ و ناامنی در جهان میدانند؛ درحالیکه همین قدرتها خود را مدافع صلح معرفی میکنند.
امام شهید در دیدار کارگزاران و مسئولان نظام در ۲۳ خرداد ۱۳۷۲ تصریح کردند که قدرتهایی که از صلح سخن میگویند، در عمل جهان را به جنگ تهدید میکنند. در همین چارچوب، جنگهای منطقهای، حملات نظامی و تهدید کشورها نمونههایی از فاصله میان شعار صلح و عملکرد واقعی نظام سلطه تلقی میشوند.
فلسطین؛ آزمون واقعی ادعاهای حقوق بشری
مسئله فلسطین در این منظومه، یکی از روشنترین نمونههای تعارض شعار و عمل نظام سلطه است. امام شهید بر این باورند که غرب و آمریکا از یک سو از حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت ملتها سخن میگویند و از سوی دیگر در برابر تضییع حقوق مردم فلسطین و اقدامات رژیم صهیونیستی، رویکردی متفاوت اتخاذ میکنند. راهحل پیشنهادی ایشان برای فلسطین نیز مبتنی بر همهپرسی از همه فلسطینیان، اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی است؛ راهکاری که بر تعیین سرنوشت مردم این سرزمین تأکید دارد.
حقوق بشر و تروریسم؛ معیارهای دوگانه
یکی دیگر از تناقضها، استفاده گزینشی از مفاهیمی مانند حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است. در این چارچوب، نظام سلطه در مواردی گروههایی را که در راستای منافعش فعالیت میکنند، از منظر سیاسی تحمل یا حمایت میکند، اما گروهها و جنبشهایی را که در برابر سلطه ایستادگی میکنند، با عنوانهایی مانند تروریسم معرفی میکند. رهبر شهید انقلاب در ۲۲ خرداد ۱۳۷۲ نیز بر این دوگانگی تأکید کردهاند و معیارهای دوگانه قدرتهای غربی در مواجهه با ملتها و جریانهای مختلف را مورد نقد قرار دادهاند.
پاسخ ایران؛ نه سلطهگری، نه سلطهپذیری
در نهایت، گفتمان امام شهید صرفاً بهنقد نظام سلطه محدود نمیشود؛ بلکه برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی، رویکردی مبتنی بر استقلال، نفی سلطه، احترام متقابل و حفظ منافع ملی ترسیم میکند.
ایشان تصریح میکنند: «ما سلطهطلبى را هم مثل سلطهپذیرى زشت مىدانیم.» برایناساس، مبارزه با سلطه الزاماً به معنای قطع ارتباط با جهان نیست؛ بلکه به معنای خروج از رابطهای است که در آن یک طرف فرمان میدهد و طرف دیگر مجبور به تبعیت است.
از این منظر، نقد امام شهید، متوجه اصل ارتباط میان ملتها نیست؛ بلکه متوجه نظمی است که در آن قدرت، جای عدالت را میگیرد و شعارهایی، چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و صلح، در عمل تابع منافع قدرتهای مسلط میشوند. راه برونرفت از چنین ساختاری نیز از نگاه ایشان، ایستادگی هوشمندانه، استقلال، خودباوری و تلاش برای شکلدهی به نظمی عادلانه و مبتنی بر احترام متقابل است.






ارسال نظر