کد خبر : 200902
16 شهریور 1405

ناوها در تیررس موشک‌ها

ایران برای نخستین‌ بار در دور تازه درگیری، ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکا را مستقیماً هدف موشک‌های بالستیک قرار داد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد به یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی که در عملیات محاصره دریایی مشارکت داشتند موشک‌های بالستیک شلیک کرده است. سنتکام اصل حمله را تأیید کرد، هر چند ادعا کرد موشک‌ها به شناور‌ها اصابت نکرده‌اند. آمریکا نیز در مقابل سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داد و اعلام کرد یکی از آنها را غرق کرده است. برای ایران، اهمیت ماجرا دقیقاً در همین پیوند است. اگر آمریکا بتواند نفتکش‌های ایرانی را بزند، صادرات نفت را محدود و کشتی‌های تجاری را از مسیر‌های مورد نظر ایران منحرف کند، اما ناو‌های اجراکننده این فشار بیرون از دایره پاسخ باقی بمانند، واشنگتن بخشی از جنگ را به حوزه‌ای منتقل کرده که در آن مزیت بزرگی دارد. شلیک به ناو‌ها تلاشی است برای برهم زدن همین عدم تقارن. محاصره نباید برای محاصره‌کننده بی‌هزینه بماند.

 

نفت دیگر فقط اقتصاد نیست

 

برد کوپر، فرمانده سنتکام، پس از حمله به نفتکش‌ها آشکارا منطق آمریکا را توضیح داد. او گفت اگر ایران دو کشتی آمریکا را هدف بگیرد، واشنگتن «هزینه اقتصادی بیشتری» تحمیل خواهد کرد و سه شناور ایرانی را خواهد زد. این جمله اهمیت زیادی دارد. آمریکا دیگر فقط از «دفاع از آزادی کشتیرانی» حرف نمی‌زند؛ به‌صراحت حمله به نفتکش‌های ایران را ابزاری برای تحمیل هزینه اقتصادی در پاسخ به اقدام نظامی معرفی می‌کند. در چنین معادله‌ای، عملاً مرز میان جنگ نظامی و اقتصادی کمرنگ‌تر از همیشه می‌شود. ولفگانگ پوستای، تحلیلگر دفاعی، در الجزیره هدف قرار گرفتن ناو هواپیمابر و ناوشکن را تحولی «بسیار بسیار مهم» توصیف کرده است. استدلال او این است که ایران این بار نه دو شناور عادی، بلکه یک ناوشکن موشک‌انداز و مهم‌تر از آن، یک ناو هواپیمابر را هدف گرفته؛ شناوری که او آن را از ستون‌های اصلی عملیات آمریکا علیه ایران دانست.

 

برای ایران، حتی با فرض عدم اصابت موشک‌ها، انتخاب این هدف معنای سیاسی و نظامی دارد. آمریکا می‌خواهد نفت ایران را آسیب‌پذیر نشان دهد؛ ایران نیز می‌کوشد نشان دهد ابزار نظامی حفاظت از این فشار مصون نیست. محمدباقر قالیباف نیز این تغییر را به زبان سیاسی صورت‌بندی کرد و گفت: از این پس هر حمله علیه منافع و امنیت ایران با پاسخی «سریع‌تر، سنگین‌تر و دردناک‌تر» روبه‌رو خواهد شد. در واقع ایران نمی‌خواهد واشنگتن هم شدت فشار را افزایش دهد و هم حدود پاسخ ایران را از پیش محاسبه کند.

 

شرط بندی روی جنگ طولانی

 

با این حال، نگاه از موضع ایران نباید به انکار هزینه‌های محاصره منجر شود. فشار اقتصادی واقعی است. رویترز گزارش داده محاصره دریایی و تحریم‌های تازه، صادرات نفت، دسترسی به ارز و ارتباط ایران با شبکه‌های مالی بین‌المللی را محدودتر کرده‌اند. دولت هم عملاً وجود مسئله را پذیرفته است. وزارت اقتصاد از تشدید فعالیت «قرارگاه جنگ اقتصادی» برای رسیدگی به مشکلات تجارت، تأمین مالی و تولید خبر داده است.

 

اما مسئله این نیست که آیا ایران آسیب اقتصادی می‌بیند یا نه. روشن است که می‌بیند. پرسش این است که آیا این آسیب می‌تواند آمریکا را به هدفش از شروع جنگ برساند یا نه. دنیس راس، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا، در رویترز درباره همین نقطه تردید کرده است. او گفته واشنگتن ممکن است فشار اقتصادی ایران را با موفقیت راهبردی اشتباه بگیرد و یادآوری کرده که ایرانی‌ها بار‌ها آمریکا را از نظر میزان تاب‌آوری خود غافلگیر کرده‌اند. راس همچنین افزوده تردید دارد فشار اقتصادی و نظامی به‌تنهایی ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. این همان نقطه‌ای است که محاسبه ایران بر آن بنا می‌شود. دوام صرف کافی نیست؛ دوام باید به هزینه متقابل تبدیل شود. اگر ایران فقط فشار را تحمل کند، آمریکا می‌تواند فرسایش را ادامه دهد. اما اگر هر مرحله از محاصره، هزینه نظامی، انرژی یا سیاسی برای واشنگتن ایجاد کند، زمان ممکن است از یک ابزار فشار علیه ایران به بخشی از اهرم ایران تبدیل شود.

 

حوادث ۴۸ ساعت اخیر، مهم بود. آمریکا تلاش کرد نشان دهد نفتکش‌های ایران، بخشی از میدان مشروع فشار هستند؛ ایران هم پاسخ داد که ناو‌های نظامی مجری محاصره را بیرون از میدان نمی‌بیند. اگر این منطق تثبیت شود، «جنگ نفتکش‌ها» فقط جنگ بر سر نفت نخواهد بود.

 

 

 

ارسال نظر

×
نام
ایمیل
حاصل عبارت روبرو را وارد نمایید