آزادگی پشت سیمهای خاردار؛ هشت سال جانفشانی در غربت

یک روز تا ظهر جنگیدند؛ محاصره هر لحظه تنگتر میشد و تنها چندصد متر راه برای خروج باقی مانده بود. حاج مصطفی علیاکبری میتوانست از آن مسیر عبور کند، اما اطرافش پر از مجروحانی بود که توان رفتن نداشتند. ماند تا آنها تنها نمانند و چند لحظه بعد، انفجار آرپیجی او را بیهوش کرد.
چشم که باز کرد، جنگ برایش تمام شده بود اما اسارت آغاز شده بود؛ از بصره و بغداد تا سالها شکنجه در اردوگاههای بعثی. روایت این آزاده چالوسی، در کنار خاطرات شهدای غریب اسارت و آزادگان مازندران، بخشی از تاریخ زنده مقاومت است؛ تاریخی که در ۲۶ مرداد، سالروز بازگشت آزادگان به میهن، دوباره باید شنیده شود.
یک تصمیم در ۳۰۰ متری آزادی
حاج مصطفی علیاکبری، سردار جانباز و آزاده هشت سال دوران دفاع مقدس، در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره یکی از سختترین روزهای دوران جنگ اظهار کرد: از ساعت ۶ صبح در محاصره بودیم و هرچه اعلام کردیم نیروی کمکی برسد، امکان شکستن محاصره فراهم نشد.
وی افزود: مقاومت تا حدود ساعت ۱۲ ظهر ادامه داشت و در آن زمان حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر از مسیر هنوز باز بود، اما میدانستیم اگر همین مسیر نیز بسته شود، نیروهای حاضر در محاصره یا شهید میشوند یا به اسارت درمیآیند.
این آزاده چالوسی ادامه داد: به نیروهایی که سالم بودند اعلام کردم سریعاً از منطقه خارج شوند و پیک و بیسیمچیها نیز از منطقه فاصله گرفتند، اما خودم در منطقه ماندم.
علیاکبری درباره علت این تصمیم گفت: ما از فرماندهان خود یاد گرفته بودیم که در جنگ نباید هنگام عقبنشینی پای خود را روی شهید یا مجروح بگذاریم و نیروهای خودمان را رها کنیم.
وی تصریح کرد: اطراف من مجروحانی بودند که نیاز به کمک داشتند و باید آنها را از منطقه خارج میکردیم، بنابراین نتوانستم خودم را قانع کنم که از آنجا برگردم.
وی افزود: نیروهای سالم حدود ۵۰ متر از من فاصله گرفته بودند که دشمن دو گلوله آرپیجی شلیک کرد؛ یکی از بالای سر ما رد شد و دیگری مقابل من منفجر شدعلیاکبری گفت: بر اثر موج انفجار و ترکشها به شدت مجروح شدم و بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم.
سالنی که مجروحان در آن رها شدند
این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به انتقال خود به عراق اظهار کرد: حدود ۲۴ ساعت در بصره و در میان مجروحان بودیم و بعد ما را به بغداد منتقل کردند.
وی افزود: در بغداد، همه مجروحان را در سالنی حدود شش متر در ۱۸ متر قرار داده بودند و بدون اینکه مسکن، دارو یا امکانات پزشکی مناسبی در اختیارمان قرار دهند، همانجا رهایمان کردند.
علیاکبری ادامه داد: حدود ۱۷ تا ۱۸ روز در آن شرایط بودیم و جراحات بسیاری از برادران عفونت کرد.
وی با یادآوری وضعیت یکی از همرزمانش گفت: سعید مهدی حسینی موسوی، از بسیجیان گردان و از برادران نور، نیز در میان مجروحان بود و پایش عفونت کرده بود و زخم آن به دلیل شرایط نامناسب بسیار وخیم شده بود.
وی افزود: بعد از اینکه زخمها مقداری بهتر شد، ما را به اردوگاه منتقل کردند، اما در اردوگاه شرایط دیگری آغاز شد و عراقیها به دنبال شناسایی فرماندهان و پاسداران بودند.
کابل، باتوم و چاه فاضلاب
علیاکبری با اشاره به شکنجه اسرا گفت: عراقیها مرتب اسرا را میزدند و میگفتند فرمانده شما چه کسی است و پاسدار میان شما چه کسی است.
وی ادامه داد: بسیاری از برادران در اثر شکنجهها و ضرباتی که به آنها وارد شد، به شهادت رسیدند.
این آزاده چالوسی گفت: یکی از برادران که جانشین تیپ شیراز بود، شناسایی شد و آنقدر به سرش ضربه زدند که به شهادت رسید. یک برادر شیرازی دیگر نیز در جریان شکنجه به شدت مورد ضربوشتم قرار گرفت و همانجا به شهادت رسید.
وی افزود: در نهایت یک روز به دلیل سهلانگاری یکی از برادران، عراقیها متوجه شدند که من فرمانده گردان و پاسدار هستم.
علیاکبری گفت: در بازجویی این موضوع را قبول نکردم، اما آنها گفتند نیروهای خودتان اطلاعات را به ما دادهاند.
وی ادامه داد: ناگهان حدود هفت نفر به من حمله کردند و با کابل و باتوم شروع به زدن کردند. چند دقیقه میفهمیدم که دارند مرا میزنند، اما بعد دیگر چیزی نفهمیدم.
این آزاده چالوسی افزود: وقتی به هوش آمدم، دیدم داخل چاه فاضلاب هستم و عراقیها بالای سرم ایستادهاند.
فرهنگ مقاومت آزادگان باید به نسل آینده منتقل شود
سعید کهنسال، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر خود به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان، ۲۶ مرداد را یادآور حماسهآفرینی مردانی دانست که در سختترین شرایط، با تکیه بر ایمان، صبر و ارادهای استوار، عزت ایران اسلامی را پاس داشتند.
وی آزادگان را نمادهای زنده ایثار، مقاومت و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی توصیف کرد و افزود: این بزرگمردان سالهای اسارت را به عرصهای برای نمایش ایمان و غیرت ایرانی تبدیل کردند و با ایستادگی در برابر دشمن، برگ دیگری بر تاریخ پرافتخار کشور افزودند.
کهنسال تأکید کرد: فرهنگ مقاومت و ایستادگی آزادگان میراثی ارزشمند برای نسلهای امروز و آینده است و پاسداشت مقام این عزیزان وظیفهای همگانی است.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران همچنین با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مظلوم دوران اسارت، از خانوادههای معظم آزادگان تجلیل کرد و سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی را به جامعه ایثارگری استان تبریک گفت.
۲۳۳۵ آزاده مازندرانی و نامهایی که در تاریخ ماندگار شدند
بر اساس آمار اعلامشده، ۲ هزار و ۳۳۵ آزاده در استان مازندران وجود دارد که حدود ۲۰۰ نفر از آنان پس از آزادی از اسارت به رحمت خدا رفته و به یاران شهید خود پیوستهاند.
در میان این جامعه بزرگ ایثارگری، نام شهدای غریب اسارت و آزادگان شهید جایگاهی ویژه دارد.
از شهدای غریب در اسارت میتوان به علیاصغر بابایی زیرروانی، اسحاق پوریانی، محمدحسین دارابی، حسینعلی قلیپور تیرتاشی، حسینعلی بالویی، سردار محمدحسن طاطیان و یوسف امین (مسکین بالادهی) اشاره کرد.
همچنین آزاده جانباز شهید ابراهیم ستونه، آزاده جانباز شهید سردار جعفر کیمیا، آزاده جانباز شهید مهندس عباسعلی مظلومی و آزاده جانباز شهید پاسدار حمیدرضا آقابراری از دیگر نامهای ماندگار آزادگان شهید مازندران هستند.
در فهرست آزادگان جانباز متوفی نیز نام محمد ابوالحسنی عسگری، علی مهدیپور، محمدعلی عمرانی ریحانآبادی، محمدحسن رمضانپور، میر قربان عمادی نوکنده، حسین باقری تیرتاشی، حمیدرضا الیاسپور گرجی، شعبان رحمانی علمدارمحله، محمدصادق الیاسی گرجی، حبیبالله یارمحمدی، روحالله قلندری، نعمتالله جوانمرد، علیاصغر سالخورده و محمدعلی (ابوالفضل) کشوادی ثبت شده است.
هر کدام از این نامها، روایتی از سالهای جنگ و اسارت را در خود دارد؛ روایتی که برای خانوادههای آنان تنها یک نام در فهرست نیست، بلکه بخشی از زندگی و خاطره یک خانواده است.
شهدای غریب اسارت باید روایت شوند
جعفر مزیدها، مسئول برگزاری کنگره شهدای غریب اسارت مازندران، با اشاره به خاطرات تلخ و شیرین آزادگان و شهدای دوران اسارت، بر ضرورت بازخوانی زندگی این شهدا تأکید کرده است.
وی از شهید حسین قاسمی، خلبان تیزپرواز و از بزرگان هوانیروز کشور، به عنوان یکی از شهدای شاخص و وارسته یاد کرد و گفت این شهید آملی به دلیل نماز خواندن توسط رژیم بعثی به شهادت رسید و مستندی درباره زندگی وی نیز در دست تولید است.
مزیدها همچنین از شهید بیژن حافظی آزاده آملی و مداح دوران اسارت، یاد کرد و گفت مداحی این شهید در داخل بند اسارت توسط منافقین لو رفت و وی به شکل مظلومانهای به شهادت رسید.
به گفته مسئول برگزاری کنگره شهدای غریب اسارت مازندران، پیکر شهید بیژن حافظی سالها به عنوان شهید گمنام دفن بود و سرانجام با انجام آزمایش DNA در سال ۱۳۹۴ هویت او شناسایی و در آمل به خاک سپرده شد.
روایت این شهدا، در کنار خاطرات آزادگانی همچون حاج مصطفی علیاکبری، نشان میدهد که اسارت تنها یک دوره زمانی میان اسارت و آزادی نبود؛ میدان دیگری برای مقاومت بود.
۲۶ مرداد، روز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، فرصتی است برای اینکه صدای این مردان شنیده شود؛ مردانی که در میدان جنگ جنگیدند، در اسارت مقاومت کردند و پس از بازگشت، بخشی از حافظه تاریخی ایران شدند.
روایت آزادگان روایت نسلی است که آموخت حتی وقتی دستها بسته است، میتوان ایستاد و حتی پشت سیمهای خاردار نیز میتوان آزاد ماند.






ارسال نظر